-
100.مردی از آسمان...
سهشنبه 16 دی 1393 10:40
100. فدای آن دلی بشوم که برای آرامش کسی،با آن سن وسال 800کیلومتر راه می کوبد و می آید.شاید مرهمی باشد... شماره تلفن پسر"پیرمرد"را که روی تلفن همراهم می بینم خوشحال می شوم وبا اشتیاق جواب می دهم.احوالپرسی می کنیم و... می گوید:خان مهمان نمی خواهی؟!!با پدر جان در راهی ومی آییم خانه شما.پدر جان چند روز است که...
-
99.
یکشنبه 14 دی 1393 08:51
99. می گویند زبان استخوان ندارد،نرم است. اما گاهی آنقدر سخت وتیز وبرنده وزهر آلود می شود که می تواند از هر پتکی محکم تر،دیوارهای اعتمادومحبت رافرو بریزد و یا مانند سنگی،قلبی را مجروح کند یا شیشه های مهری را بشکند یا آنقدر تیز و تند شود که چهره هردوستی را به چنگال تهمت بخراشد یا دلی را به تازیانه قضاوت جریحه دار...
-
98.سودا...
شنبه 13 دی 1393 14:36
98. ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود بر سر جنگم ... در خم خانه را بگشا که بس بیمار ودلتنگم چنان دوری زمن ساقی چنان مجنون حیرانم که دل فرسوده از هجران کجا ساز خوش آهنگم سرشتی از ازل ما را زسوادی می ومطرب که غوغا می کند در دل فغان ساغر وچنگم... ببینید وبشنوید[ + ]
-
97.کار خوبه خدا درست کنه...
شنبه 13 دی 1393 09:28
97. [ + ]
-
96.احساس بازنده بودن
چهارشنبه 10 دی 1393 16:22
96. احساس بازنده بودن داره خفه ام می کنه. باختم! باختم به خودم باختم به تو باختم
-
95.گوش و گوشواره
چهارشنبه 10 دی 1393 12:07
95. اول: وقتی می رسم خانه،رفته بود خانه مادر بزرگ که دیوار به دیوار است.خواهر وبرادرهاو پدرجان از دیدنم جا می خورند.عادت ندارند با این قیافه مرا ببینند.همدیگر را بغل می کنیم هر کسی چیزی می گوید و... وهمه می خندیم. هنوز چایی ام را نخورده ام که یکهو در را باز می کند، طبق عادت مالوف دست هایش را،چشم هایش را می بوسم،کلی...
-
94.
چهارشنبه 10 دی 1393 11:15
94. ایراد از بلاگ اسکای ه یا از وبگذر وپرشین استایت؟ ها؟!!
-
93.فک درد
چهارشنبه 10 دی 1393 11:11
93. یعد از یه جلسه 3ساعته سنگین و خفه کننده،می زنم بیرو ن وپیاده میرم سمت خونه. خونه نرسیده تلفنا شروع می شه! این بعد ازون.پشت سر هم زنگ می زنن.حالا که کار به پایانش نزدیک شده همه به تب وتاب افتادن ونگران حق وحقوقشون هستن! ساعت 11:30 می رم زیر دوش وبعدش مثلاً یه شام مختصر و.... از بس حرف زدم فک درد گرفتم! یکی از...
-
92.اشتیاق
چهارشنبه 10 دی 1393 10:36
92. بشنوید[ + ] دکلمه[ + ] دانلود[ + ]
-
91.احساس آرامش
سهشنبه 9 دی 1393 10:32
91. [ + ] نفس عمیق
-
90.نقاش جهنم
یکشنبه 7 دی 1393 15:50
90. با این قلم می شه جهنم رو نقاشی کرد. در موردش اینجا بیشتر بخوانید.
-
89.
یکشنبه 7 دی 1393 13:48
89. نمی دونم چرا دستم به نوشتن ماجراهای هفته پیش نمیره! شب یلدا توی جاده،خواستگاری داداش وسطی،در دلای من ومامان،خونه ی پیرمرد،... کلی حرف دارم واسه نوشتن.
-
88.از تو ممنونم
یکشنبه 7 دی 1393 11:42
88. ازش ممنونم بابت اینکه انگیزه ام شد برای شروع ورزش بابت اینکه علتی شد برای تغییر در ظاهر و... بابت اینکه باعث شد کاری(بیزینس) رو که مدت ها کنار گذاشته بودم دوباره شروع کنم بابت اینکه چند روز خوب به زندگیم اضافه شد بابت اینکه مجبورم کرد با خودم جنگی رو شروع کنم که باید برنده اش باشم بابت اینکه...
-
87.ادکلن تلخ
شنبه 6 دی 1393 14:28
87. از هر چی ادکلنه بدم میاد از هر چی ادکلن زنونه اس بدم میاد از هر چی ادکلن زنونه تلخه بدم میاد از هر زنی که ادکلن تلخ بزنه بدم میاد از هر چی زنه بدم میاد از هر کی ادکلن بزنه بدم میاد
-
86.خانه ام آتش گرفته است...
شنبه 6 دی 1393 14:02
86. [ + ]
-
85.
دوشنبه 1 دی 1393 00:51
85. آیا امشب باز عطر تو سینه ام را... یاد تو خواب را...
-
84.سفرانه
دوشنبه 1 دی 1393 00:50
84. چند دقیقه ای می شه که رسیدم. یه سفر دوازده ساعته با 8ساعت رانندگی خسته کننده توی جاده ی خیس و... .ملت شب یلدا می رن مهمونی و...ما می زنیم به جاده!!! حرف های چند روز پیش مامان وبغضش پشت تلفن و صد البته ذهن و دل محبوب نازنین که از کیلومترها می تونم آشفتگیش رو حس کنم،دیدن " پیرمرد " رو برام واجب کرد. دیشب...
-
83.آقا رضا
شنبه 29 آذر 1393 12:07
83. ما اینجا دوستی داریم به نام آقا رضا.جثه کوچک ولاغری دارد قدش هم خیلی بلند نیست.از آن آدم های کاربلد است که هر وقت راهنمایی بخواهی یا جایی گیر کنی راه حلی در آستین دارد.توی این مدت یک سال واندی که من آمده ام اینجا حسابی با هم عیاق شده ایم و فکر می کنم خوب شناخته باشمش... چند روز نبود،برای مراسم اربعین رفته بود...
-
82.
شنبه 29 آذر 1393 09:46
82.
-
81.نه به آن بی نمکی،نه به این شوری!!!
شنبه 29 آذر 1393 09:44
81. همان چند وقت پیش که آقایان آمدند وصحبت کردند ورفتند وپشت سرشان را هم نگاه نکردند،فکر می کردم اینها هم مثل دیگران آمده اند وحرفی زدند ورفتند. اما حالا که برگشته اند ول کن ماجرا نیستند! کل تعطیلات آخر هفته ام درگیر جلسات و ... آقایان شد.
-
80.دادش وسطی2
چهارشنبه 26 آذر 1393 12:36
80. اینجوری که داداش ما داره تخته گاز می ره،چند ماه دیگه من عمو شدم!
-
79.دوباره عطش
سهشنبه 25 آذر 1393 12:23
79. اول: اسکات حرکت محبوب من است.یک اسکات سنگین طوری که جانی برای تکان خوردن در آدم نماند.تمرین دیشب را با اسکات سنگین(البته با ظرفیت وتوان خودم) شروع کردم وبا هزار مصیبت ومکافات توانستم تمامش کنم.دوست ندارم هیچ کاری را ناتمام بگذارم. دوم: چند وقت پیش آمده بودند برای انجام بیزینس و...،دو جلسه هم گذاشتیم.همان جلسه دوم...
-
78.
سهشنبه 25 آذر 1393 11:44
78. عه عجب باروونی! داریم بسیار کیف می کنیم.
-
77.
سهشنبه 25 آذر 1393 09:33
77. روزی که نکوست،از اول صبحش پیداست! امروز از اون روزاست که فکر کنم فرصت خاروندن سرمو هم نداشته باشم.
-
76.داداش وسطی
دوشنبه 24 آذر 1393 12:42
76. دیروز عصر خیلی درگیر بودم.چند دفعه داداش وسطی زنگ زد.ریجکت کردم(بین ما برادر،خواهرا این یعنی الان نمی تونم صحبت کنم،اگه لازمه اس ام اس بده).دیدم خبری نشد واس ام اس ی هم نرسید. شب که رفتم خونه زنگ زدم که احوالپرسی و... دیدم همش می خواد یه چیزی بگه ولی نمی گه،حرفشو می خوره،می جوه و... خلاصه دل وزد به دریا و... بعله...
-
75.ترس
دوشنبه 24 آذر 1393 10:18
75. [ + ] بشنوید
-
74.هر چه می خواهد دل تنگت...
یکشنبه 23 آذر 1393 14:10
74. امروز حس می کنم کسی رو که اصلاً نمی شناسم، رنجوندم. کاملاً دارم این احساس رنجشش رو حس می کنم. مثل اینکه اون فرد اینجا کنارم نشسته وداره از رنجشش می گه. حرفمو پس می گیرم: اینجا هر کی هر حرفی داره می تونه بزنه.همه ی کامنتا هم تایید می شه! هر چه می خواهد دل تنگت بگو اگر باعث رنجش شدم عذر می خوام
-
73.ترسیدم
یکشنبه 23 آذر 1393 11:17
73. یادم نمی آید آخرین باری که ترسیدم کی بود. نه از این ترس های الکی.از آن ترس هایی که آدم واقعاً بترسد! دیشب ترسیدم توی خواب ترسیدم. خواب دیدم خواب دیدم توی تنهایی وتاریکی غوطه ور شده ام.تاریکی که می شد حسش کرد.جرم داشت،جسم داشت وتنهایی اش هم همینطور بود.می شد لمس کرد.سیاه سیاه حتی خودم را هم نمی توانستم ببینم.فقط می...
-
72.مرا به طوفان داده ای...
یکشنبه 23 آذر 1393 09:27
72. [ + ] و [ + ]
-
71.
دوشنبه 17 آذر 1393 14:31
71. خدایا نمی شه به جای اینکه عمر شادی ها رو اندازه عمر غصه اشون بکنی،عمر غصه رو اندازه عمر شادیا بکنی؟ کلاً دوس داری همه چی چپکی باشه دیگه؟!!