-
41.انارونه
سهشنبه 4 آذر 1393 10:16
40. حالا فکر کن از باشگاه داری بر می گردی،له ولورده!وتو دلت هوس انار کردی.اما نای آب خوردن هم نداری. می ری خونه می بینی یه ظرف انار دون کردن ومنتظرن تا شما بیای ونوش جان کنی!
-
40.عجب هوایی...
سهشنبه 4 آذر 1393 09:23
40. عجب هوایی! جوون می ده واسه پیاده روی(آیکون نفس عمیق)
-
39.
دوشنبه 3 آذر 1393 12:18
39. دیروز توی ایستگاه مترو منتظر قطار نشسته بودم.یه آقای مسنی رو دیدم که به سختی راه می رفت،حتی باعصا.منتظر بودم که واکنشا رو ببینم. اول یه آقای نسبتاً جوون از جاش بلند شد و جاشو داد به این آقا.ظاهراً این آقا مسنه مسیرشو درست بلد نبود،کنار دستیش کاملاً وبا حوصله راهنماییش کرد. قطار که اومد دو سه تا از همین بچه های دهه...
-
38.ما که...
دوشنبه 3 آذر 1393 10:59
38. ما که دستمون به جایی بند نیست ما که توی هفت آسمون یه ستاره هم نداریم ما که فهمیدیم چیکار کردیم و... ما که همه ی تلاشمون کردیم وداریم می کنیم ما که گردنمون از مو باریک تره ما که . . . . سپردیم به خودش،توکل کردیم به خودش
-
37.اس دق لالی اااا!(2)
دوشنبه 3 آذر 1393 09:23
37. اگه ده نفره نمی شدیم،چند تا می خوردن؟ ها؟ چندتا؟ چندتایی می شدن؟! چندتایی؟!!
-
36.اس دق لالی ااااا!
دوشنبه 3 آذر 1393 09:06
36. چند تاییا؟! ها؟ نشنیدم بلندتر بگو چندتاییا؟!
-
35.احساس آرامش
یکشنبه 2 آذر 1393 15:59
35. این[ + ]
-
34.یک کلمه
یکشنبه 2 آذر 1393 15:50
34. گاهی یک کلمه،فقط یک کلمه؛می شود تمام حسرت آدم! کاش فقط می شد یک کلمه گفت... یک کلمه . . .
-
33.چپو
یکشنبه 2 آذر 1393 12:44
33. بالکل حالمون چپو شد!
-
32.
یکشنبه 2 آذر 1393 09:30
32. همین الان یه رنگین کمان دیدم! یه رنگین کمان دیدم یه رنگین کمان دیدم!!!!!!!
-
31.آخر هفته من
شنبه 1 آذر 1393 12:22
31. اول: عصر چهار شنبه بعد از یه تمرین سنگین ونفس گیر که تقریباًدوساعت ونیم طول کشید،خودمو به یه شام حسابی وقبلش یه دوش آب گرم مهمون کردم.بعدش هم کتاب وموسیقی و... خواب آرووم. دوم: صبح پنج شنبه سبک بیدار شدم وبا دوستم رفتیم دنبال کارای بانکی و اداریش.با هم نهار رو توی یه دونه از این ساندویچی های داغوون که سالی یه بار...
-
30.
شنبه 1 آذر 1393 10:18
30. "در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم ویران شود این شهر که میخانه ندارد" فقط همین!
-
29.ابتکارات خلاقانه
شنبه 1 آذر 1393 10:11
29. تا حال دیدن یکی واسه خشک کردن سگش از مایکروفر استفاده کنه؟!!(آیکون پت ومت)
-
28.اهل فتنه
شنبه 1 آذر 1393 09:48
28. "چشم هایت؛ وزیر پیشنهادی علوم من است ومن، اصولگراترین مرد این مجلسم این چشم ها هر نامی داشته باشد، من آن را اهل"فتنه"می دانم!!" "شاعر"
-
27.
چهارشنبه 28 آبان 1393 16:22
27. بی صبرانه منتظر روز "شنبه" ام. شاید هم پنج شنبه،شاید هم جمعه،شاید هم... اگه گفتی چرا؟
-
26.بوی نارنج
چهارشنبه 28 آبان 1393 14:57
26. آغوشم هنوز بوی نارنج می دهد . . .
-
25.آلزایمر دارم؟ندارم؟خواهم داشت؟نخواهم داشت؟...
چهارشنبه 28 آبان 1393 12:49
25. اینو ببینین[ + ]جالبه!
-
24.
چهارشنبه 28 آبان 1393 11:46
24. این اس ام اس های که ازبانک ملی میان،ماهی یه بار خوشحالمون می کنن،صد بار غمگین! نمی شه برعکس بشه؟!! هاااا؟!!
-
23.بعضی از اعداد
سهشنبه 27 آبان 1393 12:39
23. یه عدادیی وجود دارن که اصلاً عدد نیستن! خود خود خود زندگین وقتی می بینیشون،انگاری بعد ازیه ایست قلبی،10میلی گرم آدرنالین بهت تزریق می کنن اونم به صورت مستقیم نه وریدی! دارین این عداد رو!!!
-
22.تا پنج نشه بازی نشه...
سهشنبه 27 آبان 1393 12:27
22. دانش آشتیانی هم به رفقا پیوست!!![ + ] پ.ن: استاد حسن چرا نمی گیری؟!!یکی از همین پایداری چی هارو معرفی کن،قال قضیه کنده می شه!ببین چی می گم گوش بده
-
21.پی ام اس مردانه
سهشنبه 27 آبان 1393 10:05
21. اول: داستان عجیب وغریبی نیست،حکایت همین زندگی روزمره و رفتن وآمدن هاست.بیشتر آدم هایی که دیدم خودشان نبودند.معمولاً آن کسی بودند که می خواستند باشند اما همین که روال زندگی اندکی بالا وپایین می شد،می شدند همان هایی که هستند!والبته دیدن این همان هایی که هستند زهره شیر می خواهد و... البته دسته ی دیگری هم هستند که...
-
20.نوستالوژی
یکشنبه 25 آبان 1393 15:43
20. اول: دوتا نوستالوژی[ + ]و[ + ] دوم: چندماه دیگه خودم رو با [ این ] مقایسه می کنم!حالا می بینید! کسی اینجا شک داره؟!! سوم: یه پیشنهاد 500000هزار چوبی،حتی اگریه خواب باشه،می ارزه آدم تمام تلاششو واسه تعبیراین خواب بکنه! چهارم: یه جلسه امیدوارکننده،یه صحبت ومکالمه کوتاه بایه دوست،یه شام خوب ودوش آب گرم والبته یه...
-
19.چه بود،چه شد!
یکشنبه 25 آبان 1393 12:57
19. انگار این روز ها تالار وحدت شده است آیینه دق این مردم. روزگاری اسم این تالار برابر بود با جشن وشادی وموسیقی و هرچیز دیگری که این ملت را به زندگی پیوند می داد.اما این روزها کاربری دیگری پیدا کرده است.شده است نماد فقدان ودرگذشت هنرمندان وبالاتر ازآن مرگ وزوال بیش از پیش فرهنگ وخاطرات زیبای این مردم." استاد...
-
18.آشوب
دوشنبه 19 آبان 1393 16:19
18. هیچ لغتی بهتر از آشوب نمی تونه حالم الان منو تعریف کنه! آشوب وترس ترس از ندونستن وروشن نبودن آینده تصمیمی که می خوام بگیرم. لازمه که حتما با صدای بلند پیش کسی فکر کنم وفقط یکی/هر کی فکرامو بشنوه. از تنهایی در این مورد خاص فکر کردن می ترسم. قلبم داره ... هیچ کس مثل " تو " بهم احساس امنیت نمی ده.
-
17.Think tank
دوشنبه 19 آبان 1393 09:45
17. در مورد" Think tank " اگر کسی از دوستان مطلب مفیدی داره ممنون می شم حداکثر تا عصر امروز دراختیارم بزاره.
-
16.یه تجربه...
یکشنبه 18 آبان 1393 12:59
16. اگر کسی اونقدر براتون مهم شد که خواستین کامل بشناسینش وببینید نگاهش به "زندگی" چیه،در مورد یکی از مشکلاتتون،چالشاتون یاتعارضاتتون باهاش صحبت کنید. منتظر راه حل نباشید،نه! فقط ببینید به مشکل شما چطوری نگاه می کنه؟نگاهش چه شکلیه؟چقدر می تونه به موضوع عمیق نگاه کنه،عمق نگاهش چقدره؟!! فقط گوش کنید،خیلی سخت...
-
15.قفل یا دیوار...
یکشنبه 18 آبان 1393 10:19
15. خدا اگر می خواست دری باز شود که رویش قفل نمی گذاشت،جای در،دیوار می گذاشت! قفل یعنی تمام تلاشت رابکن،همه ی قفل ها باز شدنی هستند. قفل یعنی می خواهم تلاش کردنت را ببینم... پ.ن: جمله صبح تلوزیون برای پاسخ افکار دیشب من
-
14.خودش بود...
شنبه 17 آبان 1393 14:56
14. خدا خدا می کردم که بیاید،آمدنش را دوست داشتم.همین آمدن برایم خیلی با ارزش بود.از صبحش همه چیز برایم متفاوت بود.نتیجه ی آمدنش برایم دور از انتظار نبود اما همین که می آمد،چیز دیگری بود. رفته بودم کنار پنجره،وبیرون را نگاه می کردم،آخرین باری که دیدمش... مثل بچه ها شده بودم.فرق کرده؟چقدر فرق کرده؟بدتر که نمی توانست که...
-
13.
شنبه 17 آبان 1393 10:51
13. یکی از محاسن رانندگی شبانه توی بیابون اینه که اگه شانس بیاری سفرت وسط ماه باشه،ماه بدر رو می تونی درست وحسابی سیاحت کنی. *حواستو جمع کن نکوبی به ماشین جلویی!
-
12.
شنبه 10 آبان 1393 11:40
12. *تا یه چند ساعت دیگه دارم می رم سفر! محله(طایفه) ما رسمه واسه تاسوعا وعاشورا همه ی بچه محل، هر جای دنیا که باشن خودشون می رسونن.بهونه ای می شه ودیدن هم،حداقل سالی یه بار. **24 ساعتی هست که جز یه شاخه انگور نتونستم چیزی بخورم.گرسنگی کم بود،سرماخوردگی هم اضافه شد!اینو کجای دلم بزارم؟