-
129.می دونیه چیه؟
یکشنبه 12 بهمن 1393 12:56
129. اصلاً می دونی چیه؟ می دونی چی شده؟ چه خبر شده؟ نمی دونی که! اینجاست که شاعر می گه"ای بی خبر بکوش تا صاحب خبرشوی" حالا برو بکوش دیشب هم شبی بودااااااا.شب نبود که،روز بود،روز روشن (آیکون چشمای این شکلی ^^)
-
128.پیرمرد،حرم،باران...
شنبه 11 بهمن 1393 16:07
128. اول: شب قبلش تا 4صبح بیدار بودم.هم آن اس ام اس وتماس وهم خبر کسالت خاتون... صبحش به هر جان کندنی بود بیدار شدم وراهی دیدار پیرمرد وخاتونش شدم.بلافاصله که رسیدم اسم بیمارستان را به اولین راننده ای که جلوی پایم ایستاد دادم ورفتم بیمارستان. پیرمرد با آن چهره نورانی ومحاسن سفیدش کنار تخت خاتون نشسته بود،بی اختیار...
-
127.من و این همه خوش بختی محاله...
شنبه 11 بهمن 1393 10:03
127. اول: دیشب آخر وقت دوست عزیزم که ... از راه رسیده،هر چند خودم هم خیلی خسته واز راه رسیده بودم ولی تا3صبح باهم حرف زدیم و... دوم: صبح که داشتم می آمدم سرکار،شدم اولین مشتری نمایشگاه کتابی که نزدیک محل کارم افتتاح شده بود،چندتا کتاب که دفعه قبل ازانقلاب به علت کثری بودجه نتونسته بودم بگیرم،با تخفیف 50درصد خریدم....
-
126.آدم هایی که فرار می کنند...
جمعه 10 بهمن 1393 21:39
126. من فکر می کنم (با تاکید فراوان) فقط آدم های ترسو سنگی می اندازند وفرار می کنند، آدم هایی که می خواهند جلب توجه کنند هم همینکار را می کنند!!! منکر این نیستم فرارهم از مردانگی است!!! شاید هم علت دیگری هم داشته باشد،ناتوانی وترس از مواجهه با خود وحقیقت،حقیقتی که...
-
125.نیمه شبانه
جمعه 10 بهمن 1393 03:24
125. اول: این روزها حال خوشی دارم.حالی خوش ومخملی، علتش را نمی دانم اماشیرین است وآرام... دوم: چندوقتی است تصمیم گرفته ام دیگر حرف نزنم،سطری بنویسم وفقط ببینده باشم. فقط نگاه کنم هر کسی هر چه می خواهد بگوید،بگوید. بی خیال نه فقط شنونده سوم: به قول قدیمی ها"هر کسی یه طرفه بره قاضی،راضی هم بر می گرده" چهارم:...
-
124.
چهارشنبه 8 بهمن 1393 16:19
124. اول: از گفتن ها وشنیدن های مکرر خسته شده ام،از گفتن های تکراری... از کنارشان رد می شوم،در پاسخ می گویم بله،حق باشماست... این روزها سری که درد می کند را هم نمی شود دستمال بست،چه برسد به سری که... دوم: فراموشی حالت عجیبی است،هم درد است هم درمان،هم توجیه،هم... اما خدا نکند روزی یادمان بیاید... سوم: فردا یکی از آن...
-
123.مگس یک دقیقه ای
چهارشنبه 8 بهمن 1393 10:48
123. [ + ]
-
122.روز از نو روزی از نو...
چهارشنبه 8 بهمن 1393 09:44
122. اول: توی عالم خودم نشسته بودم و یه کپه کاغذ رو مرتب می کردم وبا ماشین حساب جمع وتفریق می کردم.اعداد بی پایان،اعدادی که هیچ وقت علاقه ای بهشون نداشتم.که اس ام اس اومد! همینطور که نگاهم به کاغذا وماشین حساب بود گوشیمو وبرداشتم و نیم نگاهی بهش کردم! اسمشو که دیدم... خشکم زد،بی تعارف می گم! ترسیدم هم از اینکه اون...
-
121.
سهشنبه 7 بهمن 1393 18:18
121. همین الان چند تا از همکارام اومدن خداحافظی! ساکاشون بسته بودن و از همین جا رفتن راه آهن که برن "مشهد" هیچی دیگه خیلی حالم خوب،اینا هم پاک منو هوایی کردن!
-
120.همیشه یک جای کار می لنگد...
سهشنبه 7 بهمن 1393 15:55
120. اول: من هم مثل همه ی آدم هایی که توی این شهر زندگی می کنند فکر می کردم/می کنم مرگ برای همسایه است.واز فاصله صدهزار متری من هم رد نخواهد شد!از این اتفاقات برای من نخواهد افتاد،کسی مال مرا نمی برد،دزد سراغ ماشین من نخواهد آمد،من همیشه سالم و... می مانم. اما من مثل همه ی این آدم های که توی این شهر زندگی می کنند...
-
119.ماه وماهی...
سهشنبه 7 بهمن 1393 11:08
119. طبق عادت روزانه که داشتم وبلاگای مورد علاقمو می خوندم هم هویجوری و هم کاچی آهنگ پیشنهاد داده بودند. جالب انگیز اینه هر دوتایشون یه آهنگو پیشنهاد داده بودن،از قبل هماهنگ بودن یا نه الله واعلم! این [ + ] آهنگ پیشنهادیشونه،خدا بگم جفتشونو چی کار کنه!!! هم حسمو مخملی کردن هم چشامو... ای کوفته! عین پشه امشی خورده دارم...
-
118.
سهشنبه 7 بهمن 1393 10:04
118. "در حسرت یک نعره ی مستانه بمردیم ویران شود این شهر که می خانه ندارد" برباد نوشت: با این بیت شروع شد،باورم شد که آدما.... بر بادم داد!
-
117.
دوشنبه 6 بهمن 1393 11:36
117. "به غیراز آن نمازی که شکستش یاد آبرویت تمام سجدهایم در دل محراب بازی بود"
-
116.نارنجانه
چهارشنبه 1 بهمن 1393 14:06
116. کنار نهار امروزم یه برش نارنج گذاشته بودن. من معمولاًنارنج ولیمو رو می چلونم توی نوشیدنیم به جای اینکه روی غذام بریزم! الان دستام بوی نارنج گرفته،حیفم میاد بشورم،همش دستامو بو می کنم. با این بو مست می باشیم.
-
115.ساری گلین...
دوشنبه 29 دی 1393 14:26
115. [ + ] از آلبوم " به تماشای آب های سپید " استاد حسین علیزاده
-
114.ازهرچی بترسی...
دوشنبه 29 دی 1393 13:14
114. شنیدین از هر چی بترسی سرت میاد؟ آقا این دقیقاً درسته!آزموده ایمش!!! حالا حکایتش رو خواهیم نوشت. نکته اخلاقی: حواستونو جمع کنین که از چی می ترسین! پ.ن: "خدا من فقط از تو می ترسم"
-
113.دلگیرانه نوشت
دوشنبه 29 دی 1393 09:42
113. می دونی چی خیلی آزارم داد و دیروز و شبمو شب اول قبر کرد؟ تموم حرفایی که توی خلوت بارهای بار با خودم تکرار کردم،تموم احساسی که بهت داشتم وبه زبون آوردم و تکرار کردم، وقتی حالت خوب نبود وحس گریه وخستگی و...داشتی سرتو چسبوندم به سینه ام که صدای قلبمو بشنوی صدای قلبتو حس کنم وآرووم بشی،نوازشت کردم،لالایی هایی که توی...
-
112.از زبان من،در خیال تو...
یکشنبه 28 دی 1393 15:55
112. [ + ] از ترجمه اش معذورم!
-
111.آخر هفته خوب،بد،دلگیر،...
یکشنبه 28 دی 1393 09:43
111. اول: یه چیزایی رو بلد نبودم واین ندونستن اذیتم می کرد،آخر هفته گذشته به لطف آقا مهدی یادشون گرفتم. دوم: از یه چیزایی می ترسیدم،که تونستم ازشون بگذرم و... آدما لولو نیستن! سوم: رفتم جمعه بازار،واسه دیدن نوستالوژیام،خنز پنزرایی که نوستالوژیامو زنده می کنن،بسی مشعوف و... شدیم. چهارم: بعد از دو سال ونیم برگشته،همون...
-
110.
یکشنبه 28 دی 1393 09:09
110. "چو پرده دار به شمشیر می راند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند"
-
109.ای یار غلط کردی...
سهشنبه 23 دی 1393 09:48
109. [ + ]
-
108.بیزینس نوشت
سهشنبه 23 دی 1393 09:04
108. این چند روز به شدت درگیرم وسرم حسابی شلوغ شده. بایستی تا آخر این ماه داستان"بیزینس"رو که قبلاً گفته بودم،جمع کنم. حسابی درگیر جلسه وهماهنگی های طاقت فرسایی شدم که اجازه خاروندن سرم رو هم بهم نمی ده. امروز آخرین جلسه پلن اول رو باید برگزار کنم.اگر این جلسه موفقیت آمیز باشه خودبخود باقی کارا روی روال...
-
107.
یکشنبه 21 دی 1393 11:40
107. نصفه شبی اومده بود دم در که بیا بریم دور بزنیم،دلم گرفته! می گم بیا بالا یه چیزی می خوریم شاید دلت باز شد می گه نه بیا بریم می گم کجا ؟ می گه هر جا که شد! فقط بیا بریم. دو ماهه که ندیدمش،یعنی نبود که ببینمش! از دم خونه تا توی ماشین رو می دوم از سرما.خدا رو شکر بخاریش روشن بود وحسابی توی ماشین گرم شده بود.طفلی...
-
106.بوی تعفن
یکشنبه 21 دی 1393 11:24
106. از روز پنج شنبه ذهنم درگیر یه صحنه ای شده که هر کاری می کنم نمی تونم فراموشش کنم و باهاش کنار بیام. وصد البته به شدت ترسیدم! یکی از آدمایی که خیلی بهش اعتماد داشتم جلو چشمام به همسرش خیانت کرد وظاهراً از قبل هم... این صحنه باعث شد یه کوچولو بیشتر به این موضوع فکر کنم. خیانت یعنی چی؟ چیکار کنیم خیانت کردیم یا... ؟...
-
105.زندگی کردن زندگی
شنبه 20 دی 1393 14:35
105. واقعاً تاثیر گذاره [ + ]
-
105.زندگی کردن زندگی
شنبه 20 دی 1393 14:35
105. واقعاً تاثیر گذاره [ + ]
-
104.مست مستم کن
شنبه 20 دی 1393 13:30
104. داشتم اینو سرچ می کردم به این رسیدم. واقعاً چه استعدادایی توی این مملکت هست اما... صد افسوس و...
-
103.هدیه صبحگاهی
شنبه 20 دی 1393 09:56
103. امروز صبح یه دسته گل رزسرخ هدیه گرفتم. با خودم آوردمشون سرکار وهدیه دادم به همکارام. هم من خوشحالم هم همکارام! این هم تقدیم به شما دوستان خوبم
-
102.لذیذترین ها
چهارشنبه 17 دی 1393 15:36
102. [ + ]
-
101.خواستگاری به سبک...
چهارشنبه 17 دی 1393 13:18
101. [ + ] ظاهراً این بنده خدای توی ویدئو به بیماری "عین،شین،قاف" دچار شدن و سرکار خانم از قضا پرستار هستن. آقا پسر قصه ما هم اینجوری می رن خواستگاری!!!